به خرج دیگران بروز شدن
سلام دوستان
من بعد از آن کلاه که آدم سرم گذاشت
حرصم برای چیدن تو بیشتر شده است
http://www.farzad56.blogfa.com/
از شاعر توانمند رضا علی اکبری دو غزل بخونید.
بخار روح
چون شبم-غلیظ و خسته- در برت
روشنم کن از فروغ خنجرت
مثل طرحی از سیاه و مخمل است
گیسوان در فضا شناورت
در هوای پرسه و پریدنم
آسمان تو باش و من کبوترت
چشمی از تو شیر-در پی فریب-
شوکران ولی به چشم دیگرت
این غزل بخار روح شاعر است
شاعری که دود شد برابرت
دود او به شکل ابر کوچکی
گریه می کند همیشه بر سرت
خط سوم
دنبال من نگرد که در متن خود گمم
راز مرا مخواه، من آن خط سومم
در کوچه های خستگی و سرشکستگی
پیغمبر وفا و رسول تبسمم
گاهی چراغ بر کف و انسانم آرزوست
گاهی بریده از همه، زندانی خمم
روزی تمام آبی آرامشم ولی
روزی تمام خشم و غرور و تلاطمم
سیبی به نام عشق مرا از بهشت راند
بیرون نکرد فتنه ی شیطان و گندمم
_
در انتظار چشم تو چشمم معطل است
عمری گذشت و نوبت من نیست، چندمم؟