سلام دوستان

به قول سعدی :

ما با توییم و با تو نه ایم اینت بوالعجب

در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم.

ما واللا گرفتار امتاحاناتیم. می گید چه کنیم؟

بلاخره اون شتریه که در کوزه هر کسی می شینه ، هر چند که علی

ساربونش باشه...

 

می خوایم علاف بگردیم و شعارای این و اونو بکنیم تو بوق روشنفکری

 

 که...؟!

می خوایم روزی یه بار - دست کم- مسج بدیم به برنامه ی نود بگیم

 

نتیجه شصت و چار تا بازی جام جهانی چن به چن به نفع کیه که؟!

 

می خوایم هی مث خر جفتک بندازیم که :آزادی...دموکراسی ...حقوق

 

بشر که!؟

 

می خوایم نه قاطی اینا باشیم که به ریش بز می خندن :که کوتاهه، نه

 

قاطی اونا که به کرواتشون فکله که:بلنده...؟!

 

بشینیم چرت و پرت کتابای درسی رو بچپونیم تو حافظه ی یه مثقال

مگی مون ، بلکه گیر ندن که :آخه تو چرا هستی؟

ای بابا!

شاخ کی رفته تو جیبم امروز معلوم نیس...

خدا خر رو شناخت ولی خر خدا رو ...

زت زیات.

هان راستی...

بعدن میام یه کار سپید می زنم اینجا رو دیفال.

زندگی کنین ببینیم چی پیش میاد.

ممنونم از دوستانی که اومدن حال مریضو بپرسن ، اما دیدن آش با

جاش در رفته.