سلام.  از دست این بلاگفا.. لطفا برای ثبت نظر بعد از نوشتن مطلب کلید f8 رو فشار بدید و عدد توی مستطیل رو وارد کنید. ممنون

این هم یک غزل جدید

 

تو نیستی و پنجره ی باز کمتر است

بر پشت بام جرات پرواز کمتر است

 

می خواهم اینکه حس کنم آزادم ای دریغ

در لحن شعرم "اکتاویو پاز"* کمتر است

 

رژ می زنم به گونه ام این گونه هفته هاست

مهمان شرم و شورِ به هم تاز کمتر است

 

دزدانه راه میروم این کوچه شاهد است

در حالت قدم زدنم ناز کمتر است

 

پچ پچ کنان می آید ، تا راه کج کند

 همسایه -هیچ- کم شده، همراز کمتر است

 

رد می شود سگی و مرا دید می زند

در خانه باز آدم سگ-فاز کمتر است

 

به پارک می زنم، ته سیگار بر لبم

در برکه تف می اندازم....غاز کمتر است

 

- سل لام خانوم... ببین....

متلک گفتنش چه شد؟

انگار رسم عوض شده  "ایجاز " کمتر است

 

سر می برم به بال خود این روزها که شهر

زل می زنند در هم و  آغاز کمتر است

 

بعد از تو سالها به دلم ماند عاشقی

هندوی من! مسافر شیراز گم شده ست

 

* اکتاویو پاز شاعر و دیپلمات مکزیکی... این هم یه عکس ازش