به دود تکیه زدی ...رقصِ دود دورِ سرت

چه می­کند لب سیگار با لبانِ ترت

 

دو دکمه باخته­ ام ...شیهه در گریبانم

لگد شده ­ست چمن در چموشی کهرت

 

 

دو دکمه باخته ام ....با دو کلمه می­ دوزد

لبان تلخ مرا خنده های مختصرت

 

گوزنِ در کمرِ کوه مانده!  مشکوکم

کمی به عطر جدیدت، کمی به چشم ترت

 

خیال می­کنم این بوسه­ های تب زده را

به ­جای شال سیاهی که داده دردسرت

 

ولی تو  آن­طرف شیشه­ ای میان اتاق

نکرده مثل من این بغض خسته منفجرت 

 

خوشا بحال کتابی که دست هایت را

چه سردم است ... کمی چای بد نبود اگرت

 

نگاه می­کنی اما مرا نمی­ بینی

نمی ­خورد پر اوهام نازکم به پرت

 

بلند می ­شوی و باد حوله می پیچد

میانِ بارانِ در اتاق، بر کمرت

 

میان شب می­افتد ستاره­ای سوزان

به سرفه می­ افتم در هوای فیلترت