- نوردبان را سرو ته تکیه داده بود
- و از روی پله ی دوم
- به بالا نگاه میکرد
- نوردبان را
- سروته تکیه داده است.
این کار تازه رو تا داغه از دستم بگیرین...![]()
بالش آسمان
ردمال خال کفش دوزک!
از برخاستنم قرمز ریخته
تا پنجره بگشایم
ناشدنی ها
صندوق پست جدید خانه را یافته اند
در پیراهن هایم ابر می کنم
در راهن هایم
در ران هایم
در هُرنایم
وادامه می دهم
به اتصال سنجاقک های مرده روی پوستم
به پیوست همه ی مرداب های جهان
تک به تک
شماره خورده اند
سلول های مرده زای زیر ناخن هایم
...
رفتنم آمده است
رفتنم از دیروز آمده است
شاید اجازه دادم
زن های زیر پوشم امروز هوا بخورند
شاید
به روابط بی دامنه ای رفتم
که از کوه های پشت دمپایی ام خستگی می سرند
نه دیگر...
به این پستچی بی پدر و مادر اعتمادی نیست
که در فرصت های هیز بعد الظهر
خالهای دامنم را
تنم را
...
از دیروز
درخت ها
در پیاده رو به اعتصاب نشسته اند
تا بگذرد
زن ناشدنی ناممکنی
که هر روز
پی گرد سنجاقک های گریزان فصلی
می دود ، می گریزد، می گریزاند!
گلداني درچشم آينه اش
از پشت يكي از همين خواب هاي بعدالظهر
پردگي حضور نيمه نیلی ام را با صدو بيست كيلومتر سرعت!!!
در گذر
كت و شلوار نوي مردي
چرخ به چرخ می ساید به سایه ام
و تا بجنبم
زيرم كرده است.
علی الحساب این کار قبلم رو داشته باشین و لطف کنین نظرتون رو بگین. ممنون
به پوریا میررکنی !
حسب الامر... کفن بود و تابوت نبود
طبق معمول به مرده شور مربوط نبود
- پسکی راه میری ! میت رو زمین مونده...چته؟
( کارگردان چته...گورکن چته...آخونده چته...)
- د بگیر اونسر لاشو...سیا لشکر صلوات!
- بیل ... آقا بیل بده ..ملت سر پان / خوبه / کات!
■
کپک حادثه رو مانده ی تقدیر درست
لرد ته چسبی ، از نامه به صندوق پست
شعر یکبار هم احساس تو را گول نزد
واکسن کردی و وجدان به تو آمپول نزد
پاک پنهان شده از ترس تن مرده ی شعر
خاک میپاشد تا دست تو بر گرده ی شعر
چوی برخاستن مرده ای از دندان درد
ما زوخیستی - شبی از تیره ی قبرستان گرد
مرده ای مرده تر از مرده ، درک بر دوشی
خفه از خواب پس از خلسه ی هم آغوشی
- آی برگردین... گوربه گوریا پامو بدین
- نیگاهای هرزه برگردین چشمامو بدین
چرا لخت و پتی ام ؟ مانتوم... ژاکت کیه؟
اینا « جل پاره ی بی قدر» عورت کیه؟...
مچ پا تا کمرش نارونی بید زده ست
نامه اش مهر برگشتی تبعید زده ست
راه می افتد و از پشت سرش می ترسد
دوره افتاده و از دور و برش می ترسد
رمقی ، رنگی از خاطره نامرئی تر
راه نارفته ای از اصل روش فرعی تر ...
آب می پاشی و قبر از تب گاوی مرده ست
دست بردار از این قصه که راوی مرده ست
■
مادرم لب گزه می کرد ، پدر دلخور بود
کف پا تا گلویش نسخه کش دکتر بود
هر چه از خاک نمی دید خدا این کره بود
خانه ته بطر ِ عرق کرده ای از دلهره بود
نفسش واهمه در دخمه ی جن می انداخت
خبر مرگش ، استامینوفن می انداخت
دلش از حلق ، به پس لرزه ای از خون میریخت
و صدایش بمی از زلزله بیرون می ریخت :
- زن ازاون زهر گیاهی تف تلخی مونده
ته اون فنجون ، فیل افکنی از جوشونده
سر انگشتش در طاقچه سل می پاشید
مادرم هر مژه صد چشم دودل می پاشید
- مگه دکتر نگف...- ای وای برن گه بخورن
اینا باس روزی دو حب قرص " توجه " بخورن!؟
- هنو کو ؟ سر بالاییمه ...ترمز کنم که چی؟
خودمو راس راسی علاف یه بز کنم که چی؟
دوتا فورمول خونده ن... چارتا کلوم خارجکی
یادشون رفته باباشون کیه... نون خشک نمکی
میگمش : مسلمونی؟ من بی اینا بزم سگه
دستو بذار ببین وق میزنه... اینا رگه !
حالا هی طولش بده زیرلبی نچ بنداز
زنکه زورت میاد؟ یالا بیا مچ بنداز
مچش از زحمتِ یک جفت النگو کم بود
مادر از صبح دو تا زیر یکی رو کم بود
خسته از باری شش ماهه خدا را رخ داد
- یا علی... پاشد و ابن ملجم پاسخ داد...
نخ وقلاب به دام آمده در انگشتش
لیز خورده ست دو رج ماهی سرخ از مشتش
یله شد ، قرقره ی ضعف پی اش قل قل رفت
پا شده پا نشده تا کمرش در گل رفت
داس در خوشه کش مزرعه ... فانتوم به زمین
سر صد مرد ویتنامی گوم گوم به زمین
خورد و ناگاه زمین چادر سرخی شد ، بمب
و پدر ترکش زد: هی زن لکاته بجمب!
تپش ِ شاخه ی زیتون نوک یک جغد سیاه
چشم غش رفته ی شش بچه- ویت کنگ به راه
رشد بی دغدغه ی پیچککی انگلوار
شتک فاجعه بر پاچه ی تنها شلوار
- تخم بی بسملا ! دفتر ودسکت چیه؟
- کوپن شیرخشکت بسّه عروسکت چیه؟
آشپزیت تعریفی نیس ... خونه پرنسس نمی خواد
مملکت یه چاله موش باشه مهندس نمی خواد
شب سردیست ، ورق میزندم تند وتند
قاب کرده ست مرا سردی لبخند ژوکوند
چی می گی؟ قاب چیه؟ این جمله تو فیلمنامه نبود
چیچی تعریف میکنی؟ یکی بود و یکی نبود؟
آغا دوربین بره / قبرستون/ شات از اول...
مرده کو؟ مرده کجا در رف ؟ / کات...
■
سلام. من بازم اومدم.
صفر شعر کوتاه
ایستاده ای لای در
نه لباست را عوض می کنی
نه تصمیمت را
به زودی کتاب دومم رو چاپ می کنم. هر کس خواست آدرس بده تا بفرستم. به شرط اینکه فقط بین شاعر های استان پخش کنه.ممنونم.
معرفی:
بازگشایی وبلاگ شاعر توانمند یزد: پوریا میر رکنی
http://www.tahsigar.blogfa.com
به قول سعدی :
ما با توییم و با تو نه ایم اینت بوالعجب
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم.
ما واللا گرفتار امتاحاناتیم. می گید چه کنیم؟
بلاخره اون شتریه که در کوزه هر کسی می شینه ، هر چند که علی
ساربونش باشه...
می خوایم علاف بگردیم و شعارای این و اونو بکنیم تو بوق روشنفکری
که...؟!
می خوایم روزی یه بار - دست کم- مسج بدیم به برنامه ی نود بگیم
نتیجه شصت و چار تا بازی جام جهانی چن به چن به نفع کیه که؟!
می خوایم هی مث خر جفتک بندازیم که :آزادی...دموکراسی ...حقوق
بشر که!؟
می خوایم نه قاطی اینا باشیم که به ریش بز می خندن :که کوتاهه، نه
قاطی اونا که به کرواتشون فکله که:بلنده...؟!
بشینیم چرت و پرت کتابای درسی رو بچپونیم تو حافظه ی یه مثقال
مگی مون ، بلکه گیر ندن که :آخه تو چرا هستی؟
ای بابا!
شاخ کی رفته تو جیبم امروز معلوم نیس...
خدا خر رو شناخت ولی خر خدا رو ...
زت زیات.
هان راستی...
بعدن میام یه کار سپید می زنم اینجا رو دیفال.
زندگی کنین ببینیم چی پیش میاد.
ممنونم از دوستانی که اومدن حال مریضو بپرسن ، اما دیدن آش با
جاش در رفته.
![]()
![]()
![]()
![]()
بر
آتشی...
بی واهمه ی تردید مداران همیشه
از بابت تاخیر یک ماهه شرمنده...![]()
عید همه تون مبارک باشه![]()
یه کار سپید کوتاه و دعای خیر
وبا زرد است
طاعون سیاه
خودکشی ام را چند خیابان آنطرفتر
بلدوزرها بالا می آورند
و آنقدر تو زده ام از خودم
که تشخیص واژه به واژه ام
به هیچ زبانشناسی توصیه نمیشود
مثل همین حالا که با زیر نویس فارسی
به فردا موکول می شوم
چه برسد به دیروز!
هرچند به دلایلی مثنوی به جایی که باید نرسید
به پوریا میررکنی !
حسب الامر... کفن بود و تابوت نبود
طبق معمول به مرده شور مربوط نبود
( کارگردان چته...گورکن چته...آخونده چته...)
- د بگیر اونسر لاشو...سیا لشکر صلوات!
- بیل ... آقا بیل بده ..ملت سر پان / خوبه / کات!
■
کپک حادثه رو مانده ی تقدیر درست
لرد ته چسبی ، از نامه به صندوق پست
شعر یکبار هم احساس تو را گول نزد
واکسن کردی و وجدان به تو آمپول نزد
پاک پنهان شده از ترس تن مرده ی شعر
خاک میپاشد تا دست تو بر گرده ی شعر
چوی برخاستن مرده ای از دندان درد
ما زوخیستی - شبی از تیره ی قبرستان گرد
مرده ای مرده تر از مرده ، درک بر دوشی
خفه از خواب پس از خلسه ی هم آغوشی
- آی برگردین... گوربه گوریا پامو بدین
- نیگاهای هرزه برگردین چشمامو بدین
چرا لخت و پتی ام ؟ مانتوم... ژاکت کیه؟
اینا « جل پاره ی بی قدر» عورت کیه؟...
مچ پا تا کمرش نارونی بید زده ست
نامه اش مهر برگشتی تبعید زده ست
راه می افتد و از پشت سرش می ترسد
دوره افتاده و از دور و برش می ترسد
رمقی ، رنگی از خاطره نامرئی تر
راه نارفته ای از اصل روش فرعی تر ...
آب می پاشی و قبر از تب گاوی مرده ست
دست بردار از این قصه که راوی مرده ست
■
مادرم لب گزه می کرد ، پدر دلخور بود
کف پا تا گلویش نسخه کش دکتر بود
هر چه از خاک نمی دید خدا این کره بود
خانه ته بطر ِ عرق کرده ای از دلهره بود
نفسش واهمه در دخمه ی جن می انداخت
خبر مرگش ، استامینوفن می انداخت
دلش از حلق ، به پس لرزه ای از خون میریخت
و صدایش بمی از زلزله بیرون می ریخت :
- زن ازاون زهر گیاهی تف تلخی مونده
ته اون فنجون ، فیل افکنی از جوشونده
سر انگشتش در طاقچه سل می پاشید
مادرم هر مژه صد چشم دودل می پاشید
- مگه دکتر نگف...- ای وای برن گه بخورن
اینا باس روزی دو حب قرص " توجه " بخورن!؟
- هنو کو ؟ سر بالاییمه ...ترمز کنم که چی؟
خودمو راس راسی علاف یه بز کنم که چی؟
دوتا فورمول خونده ن... چارتا کلوم خارجکی
یادشون رفته باباشون کیه... نون خشک نمکی
میگمش : مسلمونی؟ من بی اینا بزم سگه
دستو بذار ببین وق میزنه... اینا رگه !
حالا هی طولش بده زیرلبی نچ بنداز
زنکه زورت میاد؟ یالا بیا مچ بنداز
مچش از زحمتِ یک جفت النگو کم بود
مادر از صبح دو تا زیر یکی رو کم بود
خسته از باری شش ماهه خدا را رخ داد
- یا علی... پاشد و ابن ملجم پاسخ داد...
نخ وقلاب به دام آمده در انگشتش
لیز خورده ست دو رج ماهی سرخ از مشتش
یله شد ، قرقره ی ضعف پی اش قل قل رفت
پا شده پا نشده تا کمرش در گل رفت
داس در خوشه کش مزرعه ... فانتوم به زمین
سر صد مرد ویتنامی گوم گوم به زمین
خورد و ناگاه زمین چادر سرخی شد ، بمب
و پدر ترکش زد: هی زن لکاته بجمب!
تپش ِ شاخه ی زیتون نوک یک جغد سیاه
چشم غش رفته ی شش بچه- ویت کنگ به راه
رشد بی دغدغه ی پیچککی انگلوار
شتک فاجعه بر پاچه ی تنها شلوار
پدرم با خودش انگار به قهری افتاد
زنده و مرده پی خانوم شهری افتاد
- تخم بی بسملا ! دفتر ودسکت چیه؟
- کوپن شیرخشکت بسّه عروسکت چیه؟
آشپزیت تعریفی نیس ... خونه پرنسس نمی خواد
مملکت یه چاله موش باشه مهندس نمی خواد
شب سردیست ، ورق میزندم تند وتند
قاب کرده ست مرا سردی لبخند ژوکوند
چی می گی؟ قاب چیه؟ این جمله تو فیلمنامه نبود
چیچی تعریف میکنی؟ یکی بود و یکی نبود؟
آغا دوربین بره / قبرستون/ شات از اول...
مرده کو؟ مرده کجا در رف ؟ / کات...
■